همیشہ میگفت خدا خودش هواے ماهے کوچولوها رو دارهاون روز بارون می بارید.....نم نم.....بی صدا.....صداے چیک چیک آب ناودون و درست یادمہ ۔۔۔۔
صداش از منافذ موهاے سرت رد میشد
و درست میخورد بہ توده ے دلتنگے هاے انباشتہ شده تو مغزت و منهدمشون میکرد.....چترش و برداشت و زد بیرونداد زدم-کجا؟-ماهے ها....ماهے کوچولوها تنهان...برگشت...خیلی زود....اما این بار چترش پر از ماهے بود....-خدا خودش هواے ماهے کوچولوها رو داره......
۱۰-دی ماه-۹۵
برچسب:
نویسنده: نیکی حبیبی
تاريخ: شنبه
18 دی
1395 ساعت: 6:55